banner
نشریه پرشین گلف ژورنال تماس با ما بایگانی تفسیر سیاسی هفته در باره ما صفحه نخست
 

نامه سرگشاده توحید کریم زاده به امیر سپهر

آقای ، امیر سپهر شما دیگر چرا؟

۲۰۰۸/۱۰/۲۲

آقای ، امیر سپهر شما دیگر چرا ؟ آب در آسیاب دشمنان این مرز بوم می ریزید؟ بیش از یک ربع قرن است که رضا شاه دوم ، بارها و بارها از ما خواسته اند که بیایید در راه آزادی ایران با هم یکی گردیم ، بارها و بارها فریاد کشیدند ، در همان پیام هایی که جنابعالی آنان را به پشیزی بها نمیدهید !! امید دارم این نامه را نه از روی بد بینی ، بلکه با چشم حقیقت جوئی بخوانید. من نه قصد آن دارم که از رضا شاه دوم هواداری نمایم ، و نه مقصدم از نوشتن این نامه اصولا نقد بر نوشتار جنابعالیست ، اما زآن روی که میدانم از دلسوزان دیار آریایی هستید، وظیفه خود دانسته که پاسخی دهم به شما به جهت آنکه شاید شما از این دریچه ننگریسته اید به این مقوله.از دیدگاه من ، آنکه امروز باید ملامت شود نه تنها رضا شاه دوم نیستند ، بلکه این من و شما و مدعیان نظام شاهنشاهی هستیم که باید ملامت شده و چه بخواهیم و چه نخواهیم این ما هستیم که باید گناه بیست و نه سال فلاکت هم میهنانمان را تاوان باز پس دهیم ، دانم که این زمان لبخندی زده و همچون همه ما خود را بی گناه دانسته و خواهید گفت : توحید ! چه ربط دارد به ما !؟ مگر ما انقلاب کردیم و یا مگر امروز امید مردم ایران ما هستیم؟! { برگشت به مقاله امیر سپهر** {ليکن اين فرد محترم که تنها، نامی از پهلوی دارد و نه هيچ نشانی از آنها، تمامی آن سرمايه ی خانوادگی و فرصت های تاريخی را سوزاند و با بی عملی، ناخواسته به تداوم اين تيره روزی ها و ناموس فروشی ها و بی آبرويی های ميهن و هم ميهنانش ياری کم کرد. بخش بزرگی از آن نسل که در آن ايرانسوزی شرکت کرده بودند، يا مردند و رفتند و يا حال ديگر آنچنان پير و فرتوت گشته اند که ديگر کاری از دستشان بر نمی آيد.جوانانی هم که به ايشان اميد بسته بودند، چون هيچ حرکتی جدی از وی نديدند، بسياری شان اصلآ کار سياسی را بوسيده و برای هميشه کنار گذاردند. چون اميد ديگری برای رهايی وجود نداشت. من حتی در همين شهر خودمان هم چند دوجين از اين جوانان سرخورده و نااميد را می توانم نشانی دهم **} بله جناب امیر سپهر ، شما تداوم این انقلاب شوم و ناامیدی جوانان را از چشمان شخصی می بینید و در پرونده مبارزاتی کسی جستجو میکنید ، که عملا هیچگاه برای سخنان ایشان پشیزی ارزش قائل نبوده و نیستید! اصولا همه ما هواداران سینه چاک رضا شاه دوم اینگونه هستیم، صدای فریاد جاوید شاهمان گوش فلک را کر میکند ، اما ، ای دریغ که چون زمان عمل میرسد ما در پی کسب تجارت خود هستیم و کینه های پنجاه ساله خود را ابزار جنگ با یک دیگر کرده ایم! جناب امیر سپهر ، با چند هم میهن خود بعد از فرمان رضا شاه دوم در مورد لزوم اتحاد ، متحد گشته اید!!!!از همان جوانانی که سنگشان را به سینه میکوبید ، بپرسید چند خط از خواست های رضا شاه دوم را جامه عمل پوشانیده اند، آقا ! گویا قراموش کرده اید که اجرای هر مانیفستی ، احتیاج به ابزاری دارد ، آیا در تمام این سالها برای رسیدن به خواست مانیفست رضا شاه دوم قدمی برداشته اید ؟! من که هر چه از شما خواندم ، دشمنی با چپ بوده و حمله به راست!! یا این را متهم به خیانت کرده ای و یا آنرا متهم به دسیسه ، انگار این رسم زمانه نا سازگار ما ایرانیانست که هر چه سرانجام نیک دارد را خود کرده میخوانیم و هرچه به سرانجام نیکو ختم نمی گردد ، به گردن شاه می اندازیم! رضا شاه دوم ، تنها امید مردم آزادیخواه ایران را آنچنان بی خردانه به نقد می نشینید که انگار تا همین دیروز ، دست به سینه مطیع فرمان ایشان بوده ای؟ما را چه شده است ؟ ماشینی که فرمان از فرمانده خود نمی راند ، معلوم است که در پیچهای جاده از راه منحرف و به پرتگاه نیستی سقوط خواهد کرد. جناب امیر سپهر ، شاه بی سپاه ، را امیدی به تاجداری نه هست و نه می باشد! نام از رضا شاه کبیر برده ای و از او نمی آموزی؟!نام از اعلاحضرت محمد رضا شاه ، پهلوی دوم آورده ای و به سفارش او در ان زمان که چشم از جهان بی مهری ما مردم ایران بربست ، بی توجه ای؟! ادعای میهن پرستی داری؟ میهن ما بدون خاندان پهلوی ، تکه خاکی بیش نیست ! هان مگر نمی بینی که بی حضور پهلوی ، ایران زمین به ویرانه ای مبدل گشته است که مرکز فقر و فساد و تروریست گشته است ؟! امیر سپهر ، یادمان نرود که گناه این روزگار بر گرده من و شما سنگینی میکند، زیرا اگر همچون یک سرباز واقعی در زمان لازم گوش به فرمان ملوکانه داده بودیم و بیست و هفت سال پیش ، سر به فرمان رضا شاه دوم ، پهلوی سوم نهاده بودیم ، و ما مدعیان نظام شاهنشاهی ، آن زمان گرد آمده و متحد گشته بودیم ، مطمئنا امروز یا ایران را سالیان سال بود که به فرمانده ای رضا شاه دوم نجات داده بودیم و یا اینکه امروز ، رضا شاه دوم با قدرتی که حضور یک پارچه ما به ایشان میداد ، میتوانست بسیار قویتر و مصمم تر در راه آزادی ایران گام بردارد، جناب امیر سپهر ، ناموسمان را اگر می فروشند به گردن من و شماست ، میهن و مردممان را اگر میسوزانند و میدرانند به گردن من و شماست ، به گردن همه آنانیست که خود شده اند ، فرمانده ، و به جای فرمانبری در میدان جنگ ، خود ساز دیگر سر داده و خود کامه گیشان ، دلیل تنزول قوای شاهنشاهی گشته است ! جناب امیر سپهر ، گویا شه نامه زیاد خوانده اید ، اما از شه نامه نیاموخته اید ، من به عنوان عضوی از اعضا انجمن فردوسی ، درسی را که این بزرگ مرد تاریخ ایران به من و تو سرباز میدهد را به شما خاطر نشان میکنم ، رستم ، نه شاه بود و نه به دنبال پادشاهی ، قهرمان اسطوره ای فردوسی سربازی بود که بی باکانه میجنگید برای حفظ تاج و تخت و خاک و منزلت میهنش ، رستم نماد یک سرباز ایرانیست ، جایگاهی که امرزو من و شما بر ان جلوس نموده ایم ، رستم وار به کوش تا ، میهنت و شاهت که نماد تاریخ و هویت و فرهنگ توست ، سرافراز و برقرار ماند ، سرباز در خانه نشسته را نیاید که زبان بگشاید و دیگران را به نرفتن به میدان مبارزه بازخواست کند!

برخـــــــیز و ز خانه آی  بیرون       گر مدعی ، حضــــــور شاهی

گر نشسته ای ، به جان پناهت        بیهوده مـــــگو ، کلام  واهی

آری ، گرامی ، من به عنوان یک هم میهن شما از شما خواهشمندم ، چناچنه مایل هستید در راه آزادی میهن دربندمان ، قدمی بردارید ، لطف نموده و به جای بهانه گیری از کم کاری این و آن با ایمیل آدرس پیروان نظام مشروطه به پادشاهی رضا شاه دوم   تماس برقرار نمایید ، اگر خود را سرباز میدانید ، اما اگر خود را تافته جدا بافته دانسته و همدوشی با ما سربازان را در خور مقام خود نمیدانید! به مانیفست خود پرداخته و بیش از این با حمله به رضا شاه دوم ، موجبات خرسندی دشمنان ایران را فراهم نیاورید.با سپاس از توجه شما ، در انتظار پاسخ شما می باشم.به امید آزادی ایران از چنگال حکومت سرنیزه

توحید کریم زاده

۲۰۰۸/۱۰/۲۲

اتحاد است آنچه دشمن را به زانو میکشد

زهر شیران را به خفاشهای شبگرد میچشد

شاهزاده رضا پهلوی